موسیقیدانان

تقدیر از مجید انتظامی

تقدیر از مجید انتظامی

تقدیر از مجید انتظامی

با حضورِ گسترده‌ی اهالی موسیقی و سینما «مجید انتظامی» تقدیر شد
پاسداشت ۴۰ سال تلاش متعهدانه خالق نغمه‌های ماندگار
موسیقی ما - استادِ آهنگساز در آستانه‌ی 70 سالگی، تقدیر شد. بسیاری از آهنگسازان و بزرگانِ موسیقی در این آیین گرد هم آمدند تا پاسداشتی برای آهنگسازی برگزار کنند که بسیاری از آثارش برای همیشه ماندگار است. «مجید انتظامی» از معدود آهنگسازانی است که بیشترِ عمرِ خویش را در زمینه‌ی موسیقی بی‌کلام فعالیت کرده است؛ همان موسیقی‌ای که بسیاری می‌گویند مخاطبِ عام نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند؛ اما رازی است در نغمه‌های آهنگسازِ 69 ساله که بسیاری از آثارش برای همیشه در حافظه‌ی تاریخی مردمانِ این سرزمین باقی مانده است. در مراسم بزرگداشتِ او اهالی موسیقی، سینما و مدیران فرهنگی به پاس خدمات ارزنده و خلاقیت‌های ماندگار او و کارنامه درخشان و غنی‌اش‌ و همچنین حضور و جایگاه تأثیرگذارش در عرصه موسیقی سینما به‌ویژه، سینمای انقلاب و دفاع مقدس سخنرانی کردند از چکناواریان تا هوشنگ کامکار، شاهین فرهت، حسام‌الدین سراج، محمد سریر و خیلی‌های دیگر.
تقدیر از مجید انتظامی
مراسم با تلاوت قرآن مجید آغاز و بعد از آن، بخش‌هایی از فیلم «بوی پیراهن یوسف» پخش شد. در ادامه نیز فعالیت‌های مجید انتظامی در سال‌های حضورش در سینما در کلیپی مرور و «حامی» قطعه‌ای را برای حاضرین اجرا کرد. بعد از آن نوبتِ اهالی موسیقی شد تا درباره‌ی ابوییست و آهنگسازِ برجسته سخن بگویند.
تقدیر از مجید انتظامی
اول «لوریس چکناواریان» در سخنانِ کوتاهی گفت: «مجید، خدمت بزرگی به موسیقی و سینمای ایران کرده است. همانطور که میوه از درخت دور نمی‌افتد، خانواده بزرگ انتظامی هم به هنر خدمت کرده‌اند.» اما «هوشنگ کامکار» در بخش دیگر مراسم گفت: « این مجلس باشکوه جای شکر دارد؛اما به من نگفتند که باید صحبت بکنم. از دوره جوانی که در دانشکده هنرهای زیبا تحصیل می‌کردم با مجید انتظامی آشنا شدم. ایشان از نوازندگان ارکستر سمفونیک بودند. آن زمان نواختن در ارکستر به‌راحتی امروز نبود. معتقدم که موزیسین ایرانی باید چیزی بسازد که هویت ایرانی داشته باشد و دارای هویت ملی باشد. ایشان کار را به گونه‌ای می‌سازند که روی تم‌ها و ملودی‌های ایرانی کار می‌کند و آثار ایشان کاملا ایرانی است و هویت ملی دارد. استفاده از تم‌های موسیقی ایرانی در آثار کلاسیک بسیار باارزش است. چند روز پیش خبر آمدن ارکستری از ایتالیا به ایران را شنیدم که در ایران اپرایی از جوزپه وردی را اجرا کرده بودند که در نوع خودش جالب بود. اما همین ارکستر به ایتالیا می‌رود و آنجا هم آثار وردی را اجرا می‌کنند. ای‌کاش این ارکستر در ایتالیا آثاری از آهنگسازان ایرانی اجرا می‌کرد..»‌
تقدیر از مجید انتظامی
«محمد باشه‌آهنگر» هم به این مساله اشاره کرد که این مراسم در خاطره‌اش خواهد ماند:‌ «احساس زلال آثار شما تصویر نو و بدیع به من می‌داد. شما زیر سایه پدر نماندید و در ساخت موسیقی مستقل عمل کردید. بسیاری از سازهای کوبه‌ای، زهی و احساسی شما در فیلم‌های داستانی که موسیقی آن را کار می‌کنید تاثیر زیادی بر مخاطب دارد.»

او همچنین برای «عزت‌الله انتظامی» آقای بازیگر- آرزوی سلامتی کرد: «یادآوری می‌کنم شما حالا دیگر تنها، میوه درخت عزت‌الله انتظامی نیستید بلکه، خود درختی تنومند هستید.»
تقدیر از مجید انتظامی
«محمد سریر» سخرانِ بعدی بود که تاکید کرد که «مجید انتظامی» توانست از زیر سایه‌ی پدرش بیرون بیاید: «با توجه به اینکه استاد عزت‌الله انتظامی شخصیت بزرگ و برجسته‌ای در هنر به شمار می‌رود، مشکل است کسی از زیر سایه پدرش برجسته و مستقل شود. او از درون این سایه برخاست و وجه مستقلی در موسیقی متن فیلم از خود نشان داد. این آثار در زندگی بسیاری از ما تاثیر دارد، قدرت نفوذ آثار او بسیار زیاد است و مخاطب را همراه می‌کند، با مجید از هنرستان موسیقی آشنایی دارم، گاهی با انگیزه کمتر یا بیشتر و یا کسالت آثار را خلق کرده اما همه آثار او ماندگار شده‌اند.»

«سیدرضا میرکریمی» در بخشی دیگر از این مراسم با اشاره به حسرت‌هایش از عدم همکاری با مجید انتظامی، گفت: «اگرچه افرادی که یک رشته را پیش می‌برند، موفق‌تر هستند، اما او وجوه مختلفی را دنبال کرده و به همه آن وجوه بسیار عمیق توجه می‌کند.من با موسیقی شما خاطره دارم و امیدوارم اجازه همکاری به من بدهید و اثرم با موسیقی شما ماندگارتر شود.»
تقدیر از مجید انتظامی
«کامران ملکی» هم که از سوی مدیرعامل خانه سینما در این مراسم شرکت کرده، گفت: «به عقیده من آقازاده‌های سیاسی، خود را به سیاست و سیاسیون می‌چسبانند؛ اما آقازاده‌های هنری به هنر تجلی می‌بخشند. ایشان ریاست کانون آهنگسازان را برعهده داشتند، بسیاری از فیلمنامه‌نویسان حین نگارش ملودی ایشان را به ذهن می‌آوردند. آقای انتظامی معتقدند باید نفس نوازنده در کار قرار بگیرد. کمک انتطامی به موسیقی تربیت نوازنده و حفظ آنهاست. انتظامی یکی از تأثیرگذارترین آهنگسازان حال حاضر کشور است که نزدیک به 100 موسیقی فیلم و حدود 10 موسیقی صحنه‌ای نوشته است و کمتر هنرمندی را سراغ داریم که از چنین گستره وسیعی از فعالیت برخوردار باشد. موسیقی آثاری چون «آژانس شیشه‌ای»، «روز واقعه»، «از کرخه تا راین»، «ترن»، «دوئل»، «سردار جنگل»، «عقاب‌ها»، «مریم مقدس»، «کانی مانگا»، «بوی پیراهن یوسف» و ده‌ها فیلم سینمایی دیگر، یا موسیقی سریال‌هایی چون «تنهاترین سردار»، «مردان آنجلس»، «شیخ بهایی»، «کلاه پهلوی» گوشه‌هایی از کارنامه این هنرمند بزرگ است.»‌
تقدیر از مجید انتظامی
در ادامه حمید حامی قطعه‌ای از سمفونی ایثار را اجرا کرد و پس از اجرا گفت: «همیشه وقتی درباره سابقه‌ی من صحبت می‌شود، نام استاد انتظامی در کارنامه‌ام می‌درخشد، متأسفانه استاد ناصر فرهودی از دنیا رفتند و می‌دانم که استاد انتظامی از این موضوع بسیار ناراحت هستند. امیدوارم روح استاد فرهودی قرین رحمت الهی باشد.»
تقدیر از مجید انتظامی
پس از حامی گوهر خیراندیش که به دلیل شکستگی پا نتوانست روی سن برود گفت: «انتظامی دردانه هنر، ستاره این مجلس است و برای من سخت است که درباره وی صحبت کنم. وقتی آذر عزیز کنار بچه‌هاست، آقا مجید می‌تواند نت‌هایش را بنویسد. البته آقا مجید خودش در کارهای خانه هم کمک می‌کند. روزی به خانه مجید زنگ زدم و من را نشناخت. بعدها زنگ زد و گفت: «ببخشید، آن روز تو را نشناختم، چون مشغول نوشتن اثری و در حال دیگری بودم.» آدم خدا را شکر می‌کند که با کسی در ارتباط است که گاهی چنان شیدا می‌شود که دیگری را نمی‌شناسد و من از چنین اتفاقی نه‌تنها ناراحت نشدم که خیلی هم خوشحال شدم.»‌
تقدیر از مجید انتظامی
«مسعود جعفری جوزانی» در ادامه درباره مجید انتظامی گفت: «برای فیلم موسیقی ساختن کار بسیار سختی است چون سازنده موسیقی آزاد نیست. مجید همه حس و وجودش را برای موسیقی فیلم می‌دهد. موسیقی انتظامی پر از حس، عظیم و فوق‌العاده است. مجید از مردم نبریده و همچنان انرژی برای آثار می‌گذارد.»
تقدیر از مجید انتظامی
«حسام‌الدین سراج» نیز در بخش دیگر مراسم گفت: «از مجید اخلاق مداری، صبر، متانت و مهربانی آموختم، بزرگ‌ترین ویژگی هنرمندی چون انتظامی باهوشی است. مجید ستون فقرات موسیقی و سینما است. تبریک می‌گویم به خانواده انتظامی زیرا استاد در برخورد با خانواده بسیار متین هستند. همچنین خداوند آقای بازیگر سینمای ایران را حفظ کند و مجید انتظامی در سلامتی کامل برای مردم ایران آثار ارزنده بیشتری خلق کند.»
تقدیر از مجید انتظامی
در این مراسم «مجید انتظامی» که همچنان از درگذشتِ دوستش – ناصر فرهودی- غمگین است، از او یاد کرد و دیگر هنرمندانِ بزرگی که در این سال‌ها از دست رفته‌اند و از جمله «علیرضا خورشیدفر و آندره آرزومانیان:‌ «متأسفانه ما هنرمندان حوزه موسیقی را از دست می‌دهیم؛ اما هنوز آنگونه که شایسته است از هنرمندان موسیقی تقدیر و تجلیل نمی‌شود. ناصر فرهودی از بزرگان موسیقی بود که به تازگی او را از دست دادیم«.

او همچنین از همسرش «آذر صدر صالحی» برای چهل سال زندگی و صبر تشکر کرد: «او در بارداری صندلی‌های استودیو را کنار هم می‌گذاشت و می‌خوابید که من تنها نباشم.
تقدیر از مجید انتظامی
در ادامه مراسم بخشی از موسیقی و تصاویر فیلم‌هایی مانند از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف ، دوئل، بای سیکل ران، روز واقعه و آژانس شیشه‌ای در قالب کلیپی برای حاضران پخش شد و پس از آن یادداشت سید‌ ضیاءالدین دری کارگردان کلاه پهلوی یادداشتی که نتوانسته بود در مراسم حاضر شود برای عموم قرائت شد.در ادامه محسن مؤمنی شریف، محمد حمزه‌زاده، لوریس چکنواریان، رضا میر‌کریمی، مسعود جعفری جوزانی و هوشنگ کامکار برای تجلیل از مجید انتظامی برروی صحنه آمدند و لوح تقدیر مراسم توسط محسن مؤمنی به انتظامی اهدا شد سید نظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس نیز دیوان حافظ به همراه هدیه‌ای به مجید انتظامی استاد موسیقی اهدا کردند.
.تقدیر از مجید انتظامی
در خاتمه مراسم انتظامی از حضار خواست تا مستند ابوایست را که دو سال برای آن زحمت کشیده شده را ببینند و پخش مستند پایان‌بخش مراسم بود. «اُبوایست» به مدت ۱۰۰ دقیقه، نام مستند بلندی است که زندگینامه استاد مجید انتظامی را روایت می‌کند. این مستند پرتره‌ای از مجید انتظامی است که به کارگردانی و نویسندگی امیرصادق محمدی توسط موسسه نجوای زلال هنر و به تهیه کنندگی مرکز مستند سوره تولید شده است. این مستند روز گذشته در مراسم تقدیر از انتظامی رونمایی شد
.تقدیر از مجید انتظامی
مجید انتظامی متولد 18 اسفند 1326در تهران آهنگساز، نوازنده اُبوا و مدرس موسیقی است و از آهنگسازان برجسته سینمای ایران به شمار می‌آید. او از دههٔ 1350 برای بیش از 80 اثر سینمایی موسیقی متن نوشته است و با دریافت 4 سیمرغ بلورین برای فیلم‌های «بای سیکل ران»، «روز واقعه»، «آژانس شیشه‌ای» و «دیوانه‌ای» از قفس پرید، مشترکاً به همراه حسین علیزاده و محمدرضا علیقلی برندهٔ بیشترین سیمرغ بلورین در بخش بهترین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر می‌باشد
.تقدیر از مجید انتظامی
انتظامی از برگزیدگان هشتمین همایش چهره‌های ماندگار در سال 1389 است و درسال 1393 به عنوان جهادگر عرصهٔ فرهنگ و هنر، نشان افتخار دریافت کرده است. او فرزند عزت الله انتظامی بازیگر کهنه‌کار سینمای ایران است.

منبع:سایت موسیقی ما

مجموعه بهترین آهنگ های مانتووانی

مجموعه بهترین آهنگ های مانتووانی

مجموعه بهترین آهنگ های مانتووانی
مجموعه بهترین آهنگ های مانتووانی Mantovani

مجموعه بهترین آهنگ های مانتووانی (Mantovani – Golden Hits) شامل برترین موزیک های بی کلام آنونزیو پائولو مانتووانی (Annunzio Paolo Mantovani) می باشد که در سال ۲۰۰۰ منتشر شده است.

آلبوم بهترین آهنگ های مانتووانی دارای قطعاتی با سبک اینسترومنتال است که می تواند برایتان جذابیت و گیرایی خاصی داشته باشد، این آهنگ های بی کلام با حال و هوای درام و رمانتیکی که دارند سرشار از حرف های نگفته ای هستند که در فریاد این آهنگ ها می توانید به آن ها گوش دهید.

برای دیدن اطلاعات بیشتر، دانلود و پخش آنلاین در ادامه همراه جاست موزیک باشید.
آلبوم موسیقی بی کلام بهترین آهنگ های مانتووانی Mantovani
بهترین آهنگ های مانتووانی Mantovani

مانتووانی Mantovani
بهترین آهنگ های مانتووانی Mantovani – Golden Hits

مجموعه بهترین آهنگ های مانتووانی دارای یک خصوصیت برتر و مشخص است که به نوعی امضای او و نقطه تمایز کارهای او با دیگر کارها می باشد. وی در آهنگ هایش از سازهای زهی به شیوه منحصر به فردی استفاده می نمود. تنظیمی که آنونزیو پائولو مانتووانی (Annunzio Paolo Mantovani) برای سازهای زهی می نوشت غنی و ملیح بود و توانست در دهه های ۱۹۵۰ یک سبک و سیاق نو و منحصر به فرد را ایجاد کند.

مانتووانی به قدری ماهرانه و متمایز ساز می زد که پس از سال ها هنوز می توان صدای آهنگ های او را از بقیه تشخیص داد و تفاوت آن ها را متوجه شد.

این رهبر ارکستر ایتالیایی که در انگلیس ساکن بود یکی از برترین هنرمندانی بود که در سال های قبل پرفروش ترین و محبوب ترین آلبوم ها را از آن خود کرد. وی از خانواده ای هنرمند و اهل موسیقی بود که استعدادش را از پدر خود به ارث برده بود.

با این مجموعه می توانید آهنگ هایی با سبک متفاوت و صداها و آواهای متمایز را تجربه کنید.
مشخصات:
آهنگساز (Artist) Mantovani
آلبوم (Title) Mantovani - Golden Hits
سبک (Genre) Instrumental
سال انتشار (Years of Release) 1967
حجم (Size) 50MB
مدت زمان (Time) --:--:--
کیفیت (Bitrate) 192kbps
فرمت (File Type) mp3
تعداد قطعات (Total Tracks) 12
آهنگ برتر (Best Track) 1-2-3
منبع:جاست موزیک

زندگینامه  ی احمد شاملو

زندگینامه ی احمد شاملو

زندگینامه ی احمد شاملو
احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ – ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ نویس ایرانی و از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود.

به گزارش آکاایران: زادروز : ۲۱ آذر ۱۳۰۴ – ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵

تهران، خیابان صفی علیشاه

پدر و مادر : حیدر شاملو، کوکب عراقی

مرگ : ۲ مرداد ۱۳۷۹ – ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۰ (۷۴ سال)

کرج، شهرک دهکده فردیس

ملیت : ایرانی

زمینهٔ کاری : ادبیات، پژوهش، ترجمه، روزنامه نگاری داستان نویس

علت مرگ : به دنبال یک دوره طولانی بیماری

جایگاه خاکسپاری : امامزاده طاهر، کرج

در زمان حکومت : دودمان پهلوی، جمهوری اسلامی ایران

رویدادهای مهم : کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ۱۳۵۷ ایران

نام(های) دیگر : الف. بامداد، الف. صبح

بنیانگذار : شعر سپید

پیشه : روزنامه نگار پژوهشگر

کتاب ها : هوای تازه، آیدا در آینه، هم چون کوچه ای بی انتها، مجموعه کتاب کوچه

همسر(ها) : اشرف الملوک اسلامیه (?-۱۳۲۶) – طوسی حائری (۱۳۴۰-۱۳۳۶) – آیدا سرکیسیان (۱۳۷۹-۱۳۴۳)

فرزندان : سیاوش، سامان، سیروس و ساقی

دلیل سرشناسی : نوآوری در شعر

اثر گذاشته بر : شاعران پس از خود

اثر پذیرفته از : نیما یوشیج

شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می شد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می زند. شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی یا شعر منثور شناخته می شود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می انگاشت، در در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه هایی شناخته شده دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران می باشد. آثار وی به زبان های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شده اند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود.

«نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد.احمد شاملو پس از تحمل سال ها رنج و بیماری، در تاریخ۲ مرداد۱۳۷۹ درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شده است. عشق، آزادی و انسان گرایی، از ویژگی های آشکار سروده های شاملو هستند.
زندگی شخصی

مطالب بخش «تولد تا جوانی» و «سفرهای خارجی» با توجه به اطلاعات ارایه شده در سال شمار زندگی احمد شاملو ﻧﻮﺷﺘﻪ آیدا شاملو تهیه شده اند. این سال شمار در منابع گوناگون از جمله وب گاه احمد شاملو، دفتر هنر، احمد شاملو شاعر شبانه ها و عاشقانه ها، شناخت نامه، منتشر شده است. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد، در پانویس ذکر شده است.

تولد و سال های پیش از جوانی

احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت، و به گفته شاملو در شعر «من بامدادم سرانجام…» از مجموعه مدایح بی صله مادرش کوکب عراقی شاملو، از مهاجران قفقازی بود که طی انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، به همراه خانواده اش به ایران کوچانده شده بود. دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش رضا شاه بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامه او در شهر رشت گرفته شد و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شده است.) دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد و بیرجند گذراند و از دوازده سیزده سالگی شروع به ضبط لغات متداول عوام (که در فرهنگ های رسمی ثبت نمی شود) کرد. دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد، گرگان و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را مدتی در دبیرستان ایران شهر و مدتی در دبیرستان فیروز بهرام تهران خواند و به شوق آموختن زبان آلمانی در مقطع اول هنرستان صنعتی ایران و آلمان ثبت نام کرد.
دوران فعالیت سیاسی و زندان

در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیدهٔ ژاندارمری به گرگان و ترکمن صحرا فرستاده شد. او همراه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به خاک ایران، در فعالیت های سیاسی علیه متفقین در شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر و به بازداشتگاه سیاسی شهربانی و از آنجا به زندان شوروی در رشت منتقل شد. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه وری و فرقه دموکرات آذربایجان همراه پدرش دستگیر شد و تا کسب تکلیف از مقامات بالاتر دو ساعت مقابل جوخه آتش قرار گرفت. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت. او برای همیشه ترک تحصیل کرد و در یک کتاب فروشی مشغول به کار شد.
دستگیری و زندان

در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد علیه دکتر مصدق و با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه شعر آهن ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می شود و با یورش مأموران به خانه او ترجمه طلا در لجن اثر زیگموند موریس و بخش عمده کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر مور یوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و کتاب ها و یادداشت های کتاب کوچه از میان می رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه های یگانه ای از نوشته هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی آفتاب توسط پلیس ضبط می شود که دیگر هرگز به دست نمی آید. او موفق به فرار می شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانه روزنامهٔ اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می شود. در زندان علاوه بر شعر، به بررسی شاهنامه می پردازد و دست به نگارش پیش نویس دستور زبان فارسی می زند و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می رود. مرتضی کیوان به همراه ۹ افسر سازمان نظامی حزب توده اعدام می شود و او در زمستان ۱۳۳۳ پس از تحمل یک سال حبس، از زندان آزاد می شود.
زمینه های فعالیت
شعر و ترانه

سال ۱۳۲۶ کار شاعری شاملو با انتشار دفتری به نام «آهنگ های فراموش شده» که تنها دفتر شعر او در قالب سنتی و موزون است، آغاز می شود. شاملو در مقدمه همان دفتر می نویسد:

«قطعاتی که در این کتاب جمع شده اند، نوشته هایی است که در حقیقت می بایستی سوزانده شده باشد. آهنگ هایی ست که خیلی زود از یاد می رود… این قدم های اولینِ کودکی است که می خواسته راه بیفتد. ناچار دستش را به دیوار می گیرد، دستش می لرزد. سست و مردد است و ناموزون راه می رود.»

سال ها بعد، شاملو با انتشار قطع نامه شعر جدیدی را پایه گذاری می کند. رضا براهنی در این باره می نویسد:

«در واقع شاملو با قطع نامه شعر جدیدی را پیشنهاد می کند و التزامی بسیار صریح را بر گُرده شعر می گذارد که شاید با ذات شعر به معنای واقعی منافات داشته باشد، ولی ضرورت زمانه، روان شناسی خود شاملو و اعتراض عمیق او به قرارداد از هر نوع، نگارش این شعر را ایجاب می کرد.»

در سال ۱۳۳۶ با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه، به عنوان شاعری برجسته تثبیت می شود. این دفتر شامل فرم ها و تجربه هایی متفاوت در قالب شعر نو است. در همین سال مجموعه ای از رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر را منتشر می کند. در سال ۱۳۳۹ مجموعه شعر باغ آینه منتشر می شود. معروف ترین ترانه های عامیانه معاصر فارسی همچون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شده است.

عبدالعلی دستغیب منتقد ادبی که مجموعه نقدی بر آثار شاملو نوشته است ، معتقد است که شاملو پس از نیما، بیشترین تأثیر را بر شعر و شاعران معاصر داشته است و بر این باور است که در میان شاعران معاصر ایران، عاشقانه های شاملو، زیباترین ترانه های عشق در شعر نوی پارسی است. شاملو مجموعه ای از شعرهای سیاسی خود را به نام کاشفان فروتن شوکران – که در آن شعر «مرگ نازلی» در بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز مسیحی ایرانی است- و مجموعه های پریا، ترانه شرقی (لورکا)، مسافر کوچولو و یل و اژدها را دکلمه کرده است و به صورت نوار صوتی منتشر شده اند. چندین گفتگو از او به چاپ می رسد تا آن که در سال ۱۳۷۲ با کمی بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود مجوز نشر می گیرند.

از آنجا که شاملو تثبیت کنندی شعری نوپا بوده است، شرح و نقدهای بسیاری درباره شعر او نوشته شده است. شمس لنگرودی نویسنده «تاریخ تحیلی شعر نو» درباره شعر شاملو و شاعری او می گوید:

«شاملو متوجه شد که موسیقی کهن کلام می تواند آن روح را در محتوای او بدمد؛ نه موسیقی زبانِ روزمره. در نتیجه شعری سرود که صورت و محتوای هماهنگی داشت و همین امر باعث جذابیت شعر او شد. البته فقط این مساله تاثیرگذار نبوده است. شاملو از معدود شاعرانی است که برای همه نسل ها شعر سروده است، یعنی از وقتی کودکی به دنیا می آید می توان «بارون می آد جرجر» شاملو را برایش زمزمه کرد تا دوره نوجوانی و عاشقانه ها، تا جوانی و روحیه انقلابی و تا دوره میانسالی و پیری که «در آستانه» شعری جاودانه است.»
روزنامه نگاری

احمد شاملو در سال ۱۳۳۹ مدتی سردبیری هفته نامه فردوسی را به عهده گرفته بود. او مجله را به شکل و اندازه ای غیر از معمول مجله فردوسی درمی آورد و سنجاق ناشده و روزنامه وار به دست خواستاران می رساند. او بخشی از صفحات هفته نامه را به چاپ نوشته های پژوهش گران فرهنگ مردم، تحت عنوان «کتاب کوچه» اختصاص داده بود. در سال۱۳۴۰ با همکاری دکتر محسن هشترودی، ۲۵ شماره از هفته نامه کتاب هفته را منتشر می کند. هفته نامه کتاب هفته و خوشه از تأثیرگذارترین هفته نامه های ادبی دههٔ ۴۰ بودند. در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته نامه خوشه را به عهده می گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می شود، ادامه دارد. شاملو نام کاریکلماتور را در همین دوران است که برای نامیدن نوشته های طنزآمیز پرویز شاپور می سازد که رفته رفته رواج پیدا می کند و جا می افتد. در سال ۱۳۵۸ هفته نامهٔ کتاب جمعه با سردبیری احمد شاملو و مدیریت عسکری پاشایی منتشر می شود. انتشار این هفته نامه پس از ۳۶ شماره توقیف می شود.
ترجمه

شاملو در زمینه ترجمه نیز فعالیت های زیادی دارد. با این که بحث ترجمه های شاملو، همانند برخی دیدگاه هایش، منتقدانی نیز داشته و بحث انگیز بوده است، با این حال برخی از این ترجمه ها، در شمار آثاری شناخته شده قرار دارند. یکی از این کارها، «ترانه شرقی و اشعار دیگر»، سروده های فدریکو گارسیا لورکا با اجرا و صدای خودش بود که با استقبال فراوانی روبرو شد. از ۱۳۶۲ با تغییر فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می شود. در حالی که کار و فعالیت شاملو متوقف نمی شود. نوار کاست سیاه همچون اعماق آفریقای خودم (ترجمهٔ شعرهای لنگستون هیوز) و سکوت سرشار از ناگفته هاست (ترجمهٔ شعرهای مارگوت بیکل)، کاری مشترک با محمد زرین بال با موسیقی بابک بیات منتشر می شود. از دیگر کارهای او در این زمینه می توان به ترجمه «درها و دیوار بزرگ چین» و شازده کوچولو اشاره کرد.
فرهنگ نویسی

«کتاب کوچه» عنوان فرهنگ نامه ای است که به کوشش احمد شاملو و همسرش، آیدا سرکیسیان، در چندین مجلد به عنوان دائرهالمعارف فرهنگ عامیانهٔ مردم ایران تدوین شده و بعد از درگذشت شاملو، سرپرستی این مجموعه بر عهدهٔ همسرش، آیدا بوده است.

این دانشنامه، دائرهالمعارف فرهنگ عامیانه مردم ایران در چندین جلد، شامل اصطلاحات، تعبیرات و ضرب المثل های فارسی است. نخستین جلد این فرهنگ در سال ۱۳۵۶ از سوی انتشارات مازیار منتشر شد و پس از انتشار شش جلد آن تا سال ۱۳۶۲، انتشاراین فرهنگ به دلیل مشکلات ممیزی تا سال ۱۳۷۲ در ایران متوقف ماند و تنها یک جلد از قصه های کتاب کوچه در سوئد منتشر شد. اسدالله امرایی در این باره می گوید:

«کتاب کوچه یکی از بزرگ ترین دانشنامه های فولکلور مردم ایران است. شاملو البته این کار عظیم را یک تنه انجام می داد.»

این فرهنگ نامه، اگر آن گونه که مؤلف در جلد اول بیان داشته انتشار یابد، جامع ترین دائرهالمعارف فرهنگ و زبان عامیه ایران است که تاکنون (۱۳۹۱) یازده جلد آن، تا پایان حرف «ج»، منتشر شده است. از جمله ویژگی های کتاب کوچه، استفاده از شماره ردیف برای هر مدخل است که ارجاعات نیز بر اساس این شماره ها صورت می گیرد.
فعالیت های سینمایی

در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری (با نقاشی فرشید مثقالی برای کودکان دست می زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی بحث انگیز احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلم نامه و دیالوگ نویسی فعال است. در سال های پس از آن و به ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته اند. خود او می گفت: «شما را به خدا اسم شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او «دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است» را به این تعبیر می دانند که فعالیت های سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بوده است. شاملو در این باره می گوید: «کارنامه سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!»

از میان فیلمنامه های شاملو می توان به «بن بست» (۱۳۴۳، میرصمدزاده) محصول استودیو پانوراما و «فرار از حقیقت» (۱۳۴۵، ملک مطیعی) محصول مهتاب فیلم اشاره کرد.

در سالهای سینمای بعد از انقلاب هم شاملو فیلم نامه ای با نام «میراث شوم» نوشت و در اختیار مسعود کیمیایی جهت ساخت قرار داد. داستان «میراث» در آذربایجان می گذرد و به نهضت آزادی طلبانه آذربایجان و برخوردهایش با حکومت وقت می پردازد. این فیلم نامه هرگز امکان ساخت را پیدا نکرد. کیمیایی دلیل فیلم نشدن آن در هنگام زندگی شاملو را مجوز ندادن وزارت ارشاد به این سناریو اعلام کرد.
دیگر فعالیت ها

در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری اداره سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس می کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می شود. در سال ۱۳۴۷ «شب شعر خوشه» را با همکاری دکتر عسگری و با حضور ۱۱۰ شاعر معاصر، نمایشگاه نقاشی منصوره حسینی، نمایشگاه کاریکاتور اردشیر محصص و تئاتر در در انتظار گودو را با هنرمندی داوود رشیدی، پرویز صیاد و پرویز کاردان برگزار می کند.

شاملو که به بریتانیا رفته بود، سه هفته پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ ایران و سقوط حکومت پهلوی، در ۱۱ اسفند به ایران باز می گردد. او پس از بازگشت، به عنوان عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب می شود و مقاله ها و مصاحبه های متعددی پیرامون تحلیل و آسیب شناسی انقلاب و مسایل روز سیاسی و اجتماعی از او در مجلات و روزنامه ها به چاپ می رسد.
رویدادهای مهم در زندگی شعری

آشنایی با نیما یوشیج

در سال ۱۳۲۵، شاملو که هنوز به عنوان شاعری نوپرداز شناخته نمی شد با نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی آشنا می گردد. او تصویر نیمایوشیج، نقاشی رسام ارژنگی و شعر ناقوس، سروده نیما را در روزنامه «پولاد» می بیند و اندکی پس از آن، رابطه ای ادبی میان آن دو شکل می گیرد. شاملو می گوید:

«نشانی اش را پیدا کردم رفتم درِ خانه اش را زدم. دیدم مردی با همان قیافه که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دمِ در. به او گفتم استاد، اسم من فلان است، شما را دوست دارم و آمده ام به شاگردی تان. فهمید کلک نمی زنم. در من صمیمیتی یافته بود که آن را کاملاً درک می کرد. دیگر غالباً من مزاحم این مرد بودم و فاقد این که فکر کنم دارم وقتش را تلف می کنم، تقریباً هر روز پیش نیما بودم.»

این آشنایی که باعث به وجود آمدن رابطه ای عاطفی و خانوادگی میان آن ها گشته بود، تا سال ها ادامه پیدا می یابد. در ۱۴ خرداد ۱۳۳۰، نیما یوشیج با نوشتن یادداشتی برای شاملو و هدیه جلدی از کتاب «افسانه» از او قدردانی می کند:

«عزیز من، این چند کلمه را برای این می نویسم که این یک جلد افسانه از من، در پیش شما یادگاری باشد. شما واردترین کس به کار من و روحیه من هستید و با جرأتی که التهاب و قدرتِ رؤیت لازم دارد، واردید…»

در این سال ها، او به گفته خود، تحت تأثیر نیما و نوآوری های او در شعر بوده است و در کتاب هایی که به چاپ رسانید، شعرهای بسیاری در قالب نیمایی می سراید. او به قصد معرفی شعر نیما، دست به انتشار مجلات کوچک مقطعی (چون سخن نو، هنر نو (ساعت ۴ بعد از ظهر)، روزنه، راد، آهنگ صبح و… زد؛ اما پس از آشنایی شاملو با فریدون رهنما و انتشار دفتر شعر «قطع نامه»، مسیر شاعری او به گونه ای دیگر رقم می خورد.

آشنایی با فریدون رهنما

آشنایی با فریدون رهنما که از اروپا برگشته بود و با شعر روز جهان آشنا بود، تاثیر زیادی بر شاملو می گذارد. او در سال ۱۳۳۰، دفتری با نام «قطع نامه» که فریدون رهنما نیز پیش گفتاری نقادانه بر آن نوشته بود را چاپ و منتشر می کند. انتشار این مجموعه که دربرگیرنده سروده های بی وزن الف. بامداد بود و با معیارهای شعر نیمایی ناسازگار می نمود، باعث تیره شدن روابط نیمای زودرنج و شاملو می گردد. رهنما در آن پیش گفتار در توصیف شعر شاملو می نویسد:

«ریتم اشعار صبح (شاملو) را با ریتم اشعار اسپانیولی و اشعار آمریکای لاتینی بعد از لورکا می شود مقایسه کرد. دنیای پر از اشکال و تصاویر نابرابر نیما یوشیج که نتیجه خشکی (در بهترین آثارش) به دهان مان می برد، با احساسات از بند رسته صبح (شاملو) به راه افتاده اند و ما را به نقاط عمیقِ درد پاشیده شده هدایت می کنند…»

شاملو درباره این مقدمه می نویسد:

«رهنما با خواهش من هم زیر بار حذف آن جمله نرفت. گفت نیما منطقی تر از آن است که از قضاوت کسی برنجد، وانگهی این سلیقه شخص من است و قرار نیست قوانین اخلاقی حاکم بر روابط تو و نیما در آن دخالت داده شود.»

او درباره کنار گذاشتن وزن عروضی، چه به شکل قدیمی و چه نیمایی آن معتقد است:

«ﺧﻂ کﺸﯿﺪن ﺑﺮ ﻋﺮوض ﻗﺪﯾﻢ و ﺟﺪﯾﺪ، ﻋﻤﻼ ﺣﺎﺻﻞ درس ﺑﺰرﮔﯽ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﻦ از ﻛﺎرھﺎی ﺧﻮد ﻧﯿﻤﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ، وﻟﯽ او ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻧﻈﺮ ﻧﺒﻮد ﻛﻪ ھﯿﭻ، آن را مستقیماً دھﻦﻛﺠﯽ ﺑﻪ ﺧﻮد ﺗﻠﻘﯽ ﻛﺮد و ﺑﺎ اﻧﺘﺸﺎر «ﻗﻄﻌﻨﺎﻣﻪ» ھﻢ ﺑﻪ ﻛﻠﯽ از ﻣﻦ ﻛﻨﺎر ﻛﺸﯿﺪ و ھﺮ ﺑﺎر ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺘﺶ رﻓﺘﻢ ﺑﺎ ﺳﺮدی ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻣﺮا ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ و ھﺮﮔﺰ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺸﺪ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎت ﻣﺮا ﺑﺸﻨﻮد. ﺷﺎﯾﺪ ھﻢ ﺣﻖ داﺷﺖ. ﻓﺮﯾﺪون رھﻨﻤﺎ ﻧﻤﯽﺑﺎﯾﺴﺖ در ﻣﻘﺪمه آن دﻓﺘﺮ دل او را ﺑﺎ آن ﻗﻀﺎوت ﺑﻪ درد ﻣﯽآورد.»

اگرچه شاملو خود بر این باور بود که فریدون رهنما جهان دیگری را به او معرفی کرد که در سایه آن به بینش شعری خود رسید، اما او به هیچ وجه از نیما دست نکشید، به طوری که در شعرهای نیمایی اش در شمار شاعران موفق دوران معاصر قرار می گیرد. ضیاء موحد معتقد است امروزه تاثیر شعر شاملو بر شعر معاصر ایران از تاثیر شعر نیما بیشتر مشهود است.
دیدگاه های شاملو
درباره شعر

شاملو درباره شعر سخنرانی ها و نوشته های بسیاری دارد. برخی از آرای او درباره شعر از این قرار است:

امروز خواننده شعر پذیرفته است که شعر را به نثر نیز می توان نوشت. به عبارت دیگر، می توان سخنی پیش آورد که فاقد اسـتعانت وزن و سـجع، شـعری بـاشد بس جان دار و عمیق. من مطلقاً به وزن به مثابه یک چیز ذاتی و لازم یا یک وجه امتیاز شعر اعتقاد ندارم، بلکه به عکس معتقدم التزام وزن، ذهن شاعر را مـنحرف مـی کند؛ چـون ناچار وزن فقط مقادیر معدودی از کلمات را در خود راه می دهد و بسیاری کلمات دیگر را پشت در می گذارد، در صورتی که ممکن است درست همین کلماتی که در این وزن راه نیافته، در شمار تداعی ها درست در مسیر خـلاقیت ذهـن شـاعر بـوده بـاشد.

آن اوایل که بعضی از ما شاعران امروز، دست به نوشتن شعرهای بی وزن و قافیه زدیم، عده ای از فضلا که از هر جور نوآوری وحشت دارند و طبعاً این شیوه شعر نوشتن را امکان نداشت قبول کنند، به عنوان بزرگ ترین دلیل بر مسخره بودن ما و کار ما همین موضوع را مطرح می کردند. یعنی می گفتند: «اینها که شما جوان ها مـی نویسید اصلاً شعر نیست.» مـی پرسیدیم: «آخـر دلیلش؟» مـی خندیدند، یـا بـهتر گـفته بـاشم ریشخندمان می کردند و می گفتند: «شما آن قدر بی سواد و بی شعورید که نمی فهمید این که نوشته اید نثر است!» و به این ترتیب اشکال کار روشـن مـی شد: فـضلا شـعر راازادبیات تمیز نمی دادند. در نظر آنها هر رطبی و یابسی که وزن و قافیه داشت شعر بود و هر سخن عاری از وزن و قافیه، نثر. اما تلاش شاعران معاصر در ایـن نـیم قـرن اخـیر، سرانجام توانست این برداشت نادرست را تغییر بدهد و امروز دست کم بخش عمده ای از مردم، شعر و ادبیات را از هم تمیز می دهند و اگرچه تعریف دقیقی از شعر در دست ندارند، به تجربه دریافته اند که تعریف شمس قیس رازی از شعر، تعریف پرتی است و به رغم او، کلام ممکن است موزون و متساوی نباشد و حروف آخرین آن هم به یکدیگر نماند و با این همه شعر باشد. امروز خواننده شعر می داند که وجه امتیاز شعر از ادبیات، تنها و تنها منطق شاعرانه است، نه وزن و قافیه و صنعت های کلامی…
درباره فردوسی و تاریخ ایران

در هجدهم فروردین ماه ۱۳۶۹ به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران سیرا (CIRA)جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود. او در این جلسات با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در توجه دادن به حساسیت و نقد برای رسیدن به حقیقت و نقد روش روشنفکری ایرانی و مسئولیت های آن ایراد کرد و با طرح سوالاتی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به بازبینی و نقد اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح فرهنگ و باورها فراخواند.

او در این سخنرانی در باره گئومات مغ که بر پایه ی کتیبه داریوش، خود را به دروغ بردیا، برادر مقتول کمبوجیه نامیده و شورشی را علیه داریوش رهبری کرده بود، می گوید:

«حقیقت این است که اصلاً گئومات نامی در میان نبوده است. بردیا از غیبت کمبوجیه و اشراف توطئه چی درباری استفاده می کند و قدرت را به دست می گیرد و بی درنگ دست به انقلاب اجتماعی می زند.»

شاملو در باره ی ضحاک می گوید:

«ضحاک در دوره ی سلطنت خودش که درست وسط دوره های سلطنت جمشید و فریدون قرار داشته طبقات را در جامعه به هم ریخته بوده است. حضرت فردوسی در بخش پادشاهی ضحاک از اقدامات اجتماعی او چیزی بر زبان نیاورده، به همین اکتفا کرده است که او را پیشاپیش محکوم کند و در واقع فاقد این‎که موضوع را بگوید و حرف دلش را بر دایره بریزد، حق ضحاک بینوا را گذاشته کف دستش دو تا مار روی شانه هایش رویانده…»

شاملو بر این باور بود که ضحاک با رهبری توده های مردم، علیه نظام طبقاتی جمشید قیام کرده است. او می گوید:

«ضحاک فردوسی درست همان گئومات غاصبی است که داریوش از بردیا ساخته بود… می بینید دوستان، که حکومت ضحاک افسانه ای با بردیای تاریخی را ما به غلط و به اشتباه مظهری از حاکمیت استبدادی و خودکامگی و ظلم و جور و بیداد فردی تلقی کرده ایم. به عبارت دیگر شاید تنها شخصیت باستانی خود را که کارنامه اش به شهادت کتیبه بیستون و حتی مدارکی که از خود شاهنامه استخراج می توان کرد سرشار از اقدامات انقلابی توده ای است، بر اثر تبلیغات سوئی که فردوسی بر اساس منافع طبقاتی و معتقدات شخصی خود برای او کرده به بدترین وجهی لجن مال می کنیم و آنگاه کاوه را مظهر انقلاب توده ای به حساب می آوریم. درحالی که کاوه در تحلیل نهایی عنصری ضد مردمی است.»

شاملو حدود ده سال پیش از این سخنرانی، چکیده ای از همین مطالب را در کتاب جمعه آورده بود ولی این بار سخنرانی یِ او و لحن او، ناخشنودی و گاه خشم علاقه مندان به فردوسی و شاهنامه را برانگیخت و مقالاتی از سوی آنان در رد نظریات شاملو به چاپ رسید.
درباره حافظ

حافظ شیراز عنوانِ تصحیح دیوان حافظ و روایتی است که شاملو از شعرهای حواجه حافظ شیرازی داشته است. شاملو در این کتاب که نخستین بار در سال ۱۳۵۴ منتشر شد روایت خاص خود را از شخصیت و شعر حافظ ارایه می دهد و در مقدمه کتاب، روش تصحیح و اصول کار خود را بیان می کند. او به مشکلات و تحریف های موجود در دیوان حافظ اشاره می کند و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده دقیق شده او حافظ را مبارز و مصلحی اجتماعی می داند که فرهنگ ریا و زهد را نقد می کند. شاملو در مقدمه ی آن کتاب که نخستین بار در سال ۱۳۵۴ منتشر شد می نویسد:

«به راستی کیست این قلندر یک لاقبای کفرگو که در تاریک ترین ادوار سلطه ریاکاران زهد فروش؛ در ناهار بازار زاهدنمایان و در عصری که حتی جلّادان آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیان حکومت آن چنانی خویش را بر حد زدن و خُم شکستن و نهی از منکر و غزوات مذهبی نهاده اند؛ یک تنه وعده رستاخیز را انکار می کند خدا را عاشق و شیطان را عقل می خواند…»

تصحیح دیوان حافظ توسط شاملو، مورد انتقاد حافظ پژوهانی چون بهاءالدین خرمشاهی و برخی دیگر قرار گرفته است.با این حال «حافظ شیراز به روایت احمدشاملو» همچنان منتشر می شود و یکی از پرفروش ترین روایت های حافظ است، ولی مقدمه ی آن پس از انقلاب در ایران اجازه نشر نیافت و از آن پس فاقد مقدمه منتشر شد.
زندگی خانوادگی

شاملو در سال ۱۳۲۶ در سن بیست و دو سالگی با اشرف الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. این ازدواج به جدایی می انجامد و شاملو پس از یک دهه در سال ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج می کند. دومین ازدواج شاملو، همچون نخستین ازدواج، مدت زیادی دوام نمی آورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا می شود. اما سومین و آخرین پیوند زناشویی شاملو با آیدا، در سال ۱۳۴۳ بود که تا پایان عمر خود، عاشقانه با او زیست.

نقش آیدا در زندگی شاملو

شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان ( ریتا آتانث سرکیسیان) آشنا می شود. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطهٔ عطفی در زندگی او محسوب می شود. در این سال ها شاملو در توقف کامل آفرینش هنری به سر می برد و تحت تأثیر این آشنایی شعرهای مجموعهٔ آیدا: درخت و خنجر و خاطره! و آیدا در آینه را می سراید. او دربارهٔ اثر آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه می نویسم برای اوست و به خاطر او… من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده بودم پیدا کردم».

آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می کنند و شش ماه در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می گزینند و از آن پس شاملو تا آخر عمر در کنار او زندگی می کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام های آیدا در آینه و لحظه ها و همیشه را منتشر می کند و سال بعد نیز مجموعه ای به نام آیدا: درخت و خنجر و خاطره! منتشر می شود و در سال ۱۳۴۵ برای سومین بار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه راآغاز می کند و برنامهٔ قصه های مادربزرگ را برای بخش برنامه های کودک تلویزیون ملی ایران تهیه می کند.

آیدا شاملو در برخی کارهای احمد شاملو مانند دفتر کتاب کوچه با او همکاری داشت و سرپرست این مجموعه بعد از اوست.

سفرهای خارجی

۱۳۵۱ مدتی بعد از تحمل دردهای شدید برای معالجهٔ آرتروز گردن به پاریس می رود و جراحی می شود. در سال ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت می کند تا در کنگرهٔ جهانی نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو با یدالله رویایی عازم ایتالیا می شود.

۱۳۵۵ انجمن قلم آمریکا و دانشگاه پرینستون از او برای شرکت در گردهمایی ادبیات امروز خاورمیانه و سخنرانی و شعرخوانی دعوت می کنند و او عازم ایالات متحده آمریکا می شود. شاملو در این سفر به سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه های نیویورک و پرینستون می پردازد. او با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و کوزمینسکی در این سفر دیدار می کند و پس از سه ماه همراه آیدا به ایران باز می گردد. در همین سال با دعوت دانشگاه بوعلی سینا، برای مدتی به سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه مشغول می شود. چند ماه بعد، این بار در اعتراض به سیاست های حکومت پهلوی ایران کشور را به مقصد ایتالیا، (رم) ترک می کند و از آنجا به آمریکا می رود و در دانشگاه های هاروارد، و ام آی تی و دانشگاه برکلی به سخنرانی می پردازد.

۱۳۵۷، پس از یک سال تلاش بی حاصل برای انتشار هفته نامه، به امید نشر و فعالیت علیه رژیم شاه به بریتانیا می رود. در لندن ۱۴ شمارهٔ نخست هفته نامه ایرانشهر را سردبیری می کند اما در اعتراض به سیاست دوگانهٔ مدیران آن در قبال مبارزه با رژیم و مسائل مربوط به ایران استعفا می دهد. ∗ مجموعه شعر دشنه در دیس در ایران منتشر می شود.

۱۳۶۷ به آلمان غربی سفر می کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین المللی ادبیات (اینترلیت ۲) با عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف از جمله عزیز نسین، درک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندو بِلی حضور داشتند. سخنرانی شاملو با عنوان «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» به تأثیر فقر و ناآگاهی و خرافه در عدم دستیابی به فرهنگ یکپارچه و متعالی جهانی اختصاص داشت. در ادامهٔ این سفر به دعوت خانم روترات هاکرمولر در اتریش، به شعرخوانی و سخن رانی می پردازد و به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه گوتنبورگ به سوئد می رود. به دعوت ایرانیان مقیم سوئد در خانهٔ مردم استکهلم شب شعر اجرا می کند و با دعوت هیأت رئیسهٔ انجمن قلم سوئد با آنان نیز ملاقات می کند. مجموعه شعرهای احمد شاملو (دوجلدی) در آلمان غربی منتشر می شود.

۱۳۶۹ برای شرکت در جلساتی که به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران سیرا (CIRA) در دانشگاه برکلی برگزار شد به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر می کند. سخنرانی های او، «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ» و «حقیقت چقدر آسیب پذیر است» که با نام «نگرانی های من» منتشر شد، واکنش گسترده ای در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج از کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی های شاملو نوشته شد.

در بوستون دو عمل جراحی مهم روی گردن او صورت گرفت با این حال چندین شب شعر در شهرهای مختلف با حضور شاملو که تعدادی از آنها به نفع زلزله زدگان رودبار و آوارگان کرد عراقی بود برگزار شد. در این بین به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه برکلی زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی را به دانشجویان ایرانی تدریس کرد و در همین زمان ملاقاتی با لطفی علی عسکرزاده ریاضی دان شهیر ایرانی داشت.

۱۳۷۰، بعد از یک سال و نیم دوری از کشور، به ایران بازگشت.
سال های پایانی

سال های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوا گذشت. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می گوید: «راستش بار غربت سنگین تر از توان و تحمل من است… چراغم در این خانه می سوزد، آبم در این کوزه ایاز می خورد و نانم در این سفره است.» از سوی دیگر اجازهٔ هیچ گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال ها در توقیف مانده بود. بیماری آزارش می داد و با شدت گرفتن بیماری دیابت، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایران مهر پای راست او را از زانو قطع کردند، روزها و شب های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال ها کار ترجمه و به خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه گاه از او شعر یا مقاله ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوه نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار نوین یا تجدید چاپ شده اش با این شیوه منتشر شد. پس از توقفی طولانی در انتشار کتاب های شعرش، دفتر شعر ترانه های کوچک غربت (۱۳۵۹)، مدایح بی صله در ۱۳۷۱(در استکهلم)، در آستانه در ۱۳۷۶، و آخرین مجموعه شعر احمد شاملو، حدیث بی قراری ماهان در ۱۳۷۹ منتشر شد.

سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ یکشنبه شب دوم مرداد ۱۳۷۹ در خانه خود در دهکده فردیس درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه ۶ مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور ده ها هزار نفر از علاقه مندان وی تشییع و در امامزاده طاهر کرج در نزدیکی مزار گلشیری، محمد مختاری و پوینده به خاک سپرده شد. کانون نویسندگان ایران، انجمن های قلم آمریکا، سوئد، آلمان و چندین انجمن داخلی و برخی محافل سیاسی پیام های تسلیتی به مناسبت درگذشت وی در این مراسم ارسال کردند.

پس از مرگ احمد شاملو مراسم سالگرد و یادبودش بارها با حضور نیروهای امنیتی همراه بوده که در مواردی هم به تندی گراییده و یا به دلایل امنیتی برگزار نشده. همچنین سنگ مزار او به دست افراد ناشناس چندین بار مورد تخریب قرار گرفته. در فروردین سال ۱۳۸۵ کانون نویسندگان ایران علی رغم این که این حرکات را اعمال بدکردارانه شب پرستان کور دل نامید ولی ضمن اعتراض شدید، حتی در خور محکوم کردن هم ندانست. کانون نویسندگان ایران به خانواده احمد شاملو توصیه کرد که هیچ اقدامی برای بازسازی سنگ گور نکنند.
آثارشناسی

جوایز

۱۳۵۱ جایزهٔ فروغ فرخزاد

۱۳۶۹ دریافت جایزهٔ Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورک Human Rights Watch

۱۳۷۸ جایزهٔ استیگ داگرمن Stig Dagerman، «آذر محلوجیان» جایزه را به نمایندگی دریافت کرد.

۱۳۷۹ جایزهٔ واژه آزاد (هلند)
منبع:اکایران

در گذشتگان موسیقی در سال نود و شش

در گذشتگان موسیقی در سال نود و شش

در گذشتگان موسیقی در سال نود و شش:

تعدادی از هنرمندان مطرح عرصه موسیقی در سال ۹۶ بعد از تلاش‌های فراوانی که در طول فعالیت خود در گونه های مختلف موسیقایی داشتند، دار فانی را وداع گفتند.

علیرضا سعیدی: تعدادی از هنرمندان فعال سبک ها و گونه های مختلف موسیقایی که طی سال های گذشته خدمات و آثار ارزشمندی را در اعتلای فرهنگ و هنر این سرزمین به جای گذاشتند در ماه های مختلف سال جاری دار فانی را وداع گفتند. هنرمندانی که هر یک در طول عمر گرانمایه شان به سهم خود گام های موثر و ارزنده ای را به ویژه در حوزه های موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی نواحی ایران به جای گذاشتند و با سفر خود به دنیای فانی مانند همیشه افسوس بزرگی را به یادگار گذاشتند که چرا بسیاری از ما همچنان در زمان حیاتشان به فکر قدردانی از آنها نبودیم و وقتی دستشان از این دنیا کوتاه شده تازه به این فکر افتادیم که چه دردانه هایی از برگ های زرین موسیقی ایرانی به سمت معبودشان پرواز کردند.

گزارش زیر نگاهی کوتاه و اجمالی به هنرمندان درگذشته موسیقی در سال ۹۶ دارد که هرکدام در زمان و روزگاری که به فعالیت مستمر در عرصه موسیقی مشغول بودند، خدمات قابل ملاحظه و موثری را انجام دادند که به زعم نگارنده برای هیچکدامشان نه جانشینی هست و نه برنامه ای برای ثبت و معرفی هرچه بهتر آنها. به عبارتی هر چه هست ثبت نام و یاد این عزیزان در تاریخ موسیقی این سرزمین است که امیدواریم در روزگاری نه چندان دور، دیگر افسوس از دست رفتنشان را نخوریم. در این روزهای پایانی سال با نثار صلوات و قرائت فاتحه یاد و خاطره آنها را گرامی می داریم.

*عباس خسروی – نوازنده پیشکسوت ویولن (دوشنبه ۷ فرودین)

عباس خسروی، نوازنده پیشکسوت ویولن که سال‌ها با ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی همکاری می‌کرد، دوشنبه هفتم فرودین ماه در سن ۷۶ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت.

این هنرمند که از پاییز سال ۹۵ در بستر بیماری بود به سال ۱۳۲۰ متولد شد. او طی این سال ها ضمن فعالیت مستمر در ارکستر موسیقی ملی و رادیو به عنوان مدرس حوزه موسیقی نیز به فعالیت مشغول بود.

*محمدرضا جعفری (سارو) – نوازنده گیتار، آهنگساز و خواننده موسیقی پاپ (یکشنبه ۱۴ خرداد)

محمدرضا جعفری ملقب به سارو از نوازندگان باسابقه گیتار، آهنگساز و خواننده موسیقی پاپ بعد از مدت ها مبارزه با بیماری در کشور آلمان دارفانی را وداع گفت.

زنده یاد جعفری طی سال های گذشته آثار متعددی را در کشورهای خارجی منتشر کرد که از آن جمله می توان به «ستاره سپید»، «قصه نی» و «غوغای ستارگان» اشاره کرد. البته چند سال بعد آلبوم «قصه‌ نی» در ایران مجوز انتشار گرفت و پرفروش‌ترین اثر این هنرمند شد.

حاصل فعالیت‌های هنری سارو در مازندران نیز انتشار چند آلبوم موسیقی محلی و سنتی شد که مورد استقبال علاقه‌مندان به موسیقی مازندرانی هم قرار گرفت. «شِورِه»، «راز سنتور»، «سوی خرابات»، «مشتی پِلوِری»، «آزادگله۱»، «آزادگله۲» و «جادوی نی»، «آوای کوهستان»، «غریبانه»، «چوپان دروغ نمی‌گه»، «پرنده خورشید» و «آدما» دیگر کارهای سارو هستند که در ایران منتشر شدند. این هنرمند چند کنسرت هم در دانشگاه‌ها و مجامع فرهنگی آلمان اجرا کرد. او برای تعدادی از خوانندگان مقیم اروپا نیز آهنگسازی کرده بود.

مراسم ترحیم و بزرگداشت مرحوم محمد جعفری (سارو) یکشنبه ٢١ خرداد در سالن سلمان هراتی مجتمع فرهنگی و هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ساری برگزار شد.

*حسین شهبازیان – نوازنده و آهنگساز پیشکسوت موسیقی ایرانی (شنبه ۷ مرداد)

حسین شهبازیان نوازنده، مدرس موسیقی و رهبر ارکستر و پدر فریدون شهبازیان آهنگساز برجسته و رهبر ارکستر ملی ایران مردادماه درگذشت.

مرحوم حسین شهبازیان متولد سال ۱۲۹۸ در تهران بود. او از هفده سالگی فراگیری ویولن را در کلاس استاد ضیاء سیحون آغاز کرد و در ادامه به کلاس درس استاد ابوالحسن صبا رفت تا ردیف‌های موسیقی ایرانی را بیاموزد. پس از آن برای یادگیری بیشتر و آشنایی با سبک‌های مختلف موسیقی، سال‌های متوالی در کلاس استادان خارجی و ایرانی به آموختن موسیقی کلاسیک پرداخت و خود در این زمان به مرحله‌ای رسیده بود که می‌توانست شاگرد تربیت کند و به عنوان معلم به پرورش هنرجویان موسیقی بپردازد. با افتتاح فرستنده رادیو، شهبازیان سال‌های زیادی به عنوان نوازنده و رهبر ارکستر شماره ۳ رادیو ایران فعالیت داشته و با خوانندگان بسیاری همکاری کرده است. او کارمند وزارت فرهنگ و معلم و هنرآموز موسیقی تا زمان بازنشستگی بود همچنین وی در کنار تدریس، به آهنگسازی و تشکیل ارکستر می‌پرداخت.

*محمود جهان – خواننده موسیقی نواحی جنوب (یکشنبه ۸ مرداد)

محمود جهان خواننده پیشکسوت موسیقی اقوام، صبح روز یکشنبه هشتم مرداد در بیمارستان ممکوی شهرستان ماهشهر درگذشت.

زنده یاد جهان قرار بود روز دهم مردادماه به مناسبت ولادت امام رضا (ع) کنسرت اجرا کند که ساعتی پیش از اجرا دچار عارضه قلبی شد و پس از انتقال به بیمارستان صنایع پتروشیمی شهرستان بندر ماهشهر دار فانی را وداع گفت.

محمود جهان اینچنین بیوگرافی خود را شرح می دهد: «خاک پای همه جنوبی ها و به ویژه خوزستانی های خونگرم هستم. خودم را متعلق به جنوب می دانم و عاشق این خاک هستم و اگر خدای بزرگ و حمایت های امیدوار کننده مردم صبور جنوب نبود موفقیتی حاصل نمی شد. در سال ۱۳۳۰ در آبادان و در محله احمدآباد به دنیا آمدم. کارمند بازنشسته شرکت نفت هستم و پس از ۵۹ سال زندگی با پنج فرزند در تهران زندگی می کنم. تک پسرم امید جهان است که صدای او البته با سبکی متفاوت از من، در نوار فروشی ها موجود است. خانواده جهان از جمله خانواده های هنرمند بود چرا که پدر و عمو و برادر و حتی پسرم و از این سو خواهر و دختر عموهایم، در مناسبت های مختلف مداحی می کنند. پدرم که اهل تنگستان بوشهر بود شروه خوانی می کرد و از جمله چهره های شناخته شده این شهر بود. در سال ۱۳۵۵ بود که توسط آقای بهمن خوش خلق به همراه یداله رضا زاده به تهران رفتیم و برای اولین بار با هدف آلبوم و با هزینه ایشان در استودیو چهار اثر ارکستری ضبط کردم. در این راستا باید از خدای منان و سپس از بهمن خوش خلق و فرخ یزدان فر که در بوشهر مرا کشف کرد کمال تشکر و قدردانی را به جای آورم.»

*فرهاد فرجلی – نوازنده مطرح تار آذربایجانی (پنجشنبه ۱۲ مرداد)

فرهاد فرجلی از آهنگسازان و نوازندگان شناخته شده تار آذربایجانی روز پنجشنبه ۱۲ مرداد ماه در سن ۴۹ سالگی بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت.

فرهاد فرجلی ششم بهمن‌ماه سال ۱۳۴۷ در تهران چشم به جهان گشود. او مقدمات موسیقی را از حدود شش سالگی به صورت تجربی با نواختن سازدهنی، گارمون و قاوال (دایره آذری) آغاز کرد. در اوایل دهه ۶۰ توسط همسر خواهرش نزد زنده‌یاد استاد محمدرضا لطفی می‌رسد. لطفی به ذوق و شوق موسیقایی او پی می‌برد و فرجلی را به استاد حمید متبسم نوازنده تار معرفی می‌کند.

او مبانی پایه‌ای موسیقی ایرانی را با فراگیری تار نزد متبسم فراگرفت اما به دلیل مهاجرت استادش به خارج از کشور، نوازندگی تار را نزد استاد بهروز همتی به صورت بسیار جدی ادامه داد و موفق شد همزمان با یادگیری ردیف‌های موسیقی ایرانی در نوازندگی ساز تار به مهارت خوبی دست پیدا کند. پس از یادگیری اصول اولیه موسیقی، فرجلی مدت کوتاهی نزد حسین علیزاده به فراگیری تکنیک‌های فنی نواختن تار پرداخت و از آنجایی که پدر و مادر او آذری‌زبان بودند، شوق و ذوق هنری بیش از حد او به موسیقی موغامی آذربایجان فرهاد را به سمت تار آذری سوق داد.

*ناصر فرهودی – صدابردار پیشکسوت موسیقی ایرانی (جمعه ۱۳ مرداد)

ناصر فرهودی از صدابرداران و صداگذاران پیشکسوت موسیقی کشورمان که طی چندین سال با هنرمندان و گروه های سرشناس موسیقی فعالیت می کرد جمعه ۱۳ مرداد درگذشت.

زنده یاد فرهودی از جمله صدابرداران شناخته شده موسیقی کشورمان بود که تحصیلات خود را در رشته الکترونیک گرایش صدا از دانشکده صدا و سیما به اتمام رساند. او در سال ۵۱ همزمان با تحصیل در سازمان صدا و سیما به عنوان کارآموز فعالیت عملی خود را آغاز و پس از پایان تحصیل همکاری خود را با رسانه ملی آغاز کرد. این صدابردار در سال ۱۳۵۵ به دعوت محسن کلهر به استودیو پاپ دعوت شده و تا زمان حیات در این استودیو به فعالیت خود ادامه داد. او در سال ۱۳۷۵ از سازمان صدا و سیما بازنشسته شد و پس از چندی مدیریت استودیو پاپ را بر عهده گرفت. ضبط و تولید آثار بسیاری از گروه ها و هنرمندان شناخته شده موسیقی ایران از جمله فعالیت های مرحوم فرهودی است. وی طی سال های اخیر در جشن ها و برنامه های مختلفی به عنوان هنرمند برگزیده معرفی شده است.

*نادر گلچین – خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی (جمعه ۳۱ شهریور)

استاد نادر گلچین خواننده پیشکسوت موسیقی ایرانی ظهر روز جمعه ۳۱ شهریور ماه بعد از مدت ها مبارزه با بیماری دار فانی را وداع گفت. استاد گلچین از چندی پیش به دلیل حاد شدن بیماری ریوی خود در بیمارستان گاندی تهران بستری شده بود.

نادر گلچین از جمله خوانندگان شناخته شده موسیقی ایرانی است که تاکنون آثاری چون «یوسف گم گشته»، «مرغ سحر»، «ناوک مژگان»، «قصه شهر عشق»، «مسبب»، «من دیگه بچه نمیشم» و آلبوم‌های «گریز»، «نفس باد صبا»، «زلف بنفشه» را منتشر کرده است. وی در طول سال های فعالیت خود در موسیقی با هنرمندان بزرگی چون فرامرز پایور، منصور صارمی، پرویز یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، علی‌اصغر بهاری، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، فضل‌الله توکل، جهانگیر ملک، امیرناصر افتتاح، محمد اسماعیلی، آبتین اجلالی و منصور نریمان همکاری کرده است.

*حامد ذاکری (حامد هاکان) -آهنگساز و خواننده موسیقی پاپ (چهارشنبه ۱۲ مهر)

حامد هاکان، خواننده و آهنگساز موسیقی پاپ چهارشنبه ۱۲ مرداد در سن ۳۴ سالگی درگذشت.

مسعود کریمی مدیر استودیو سل رکورد و از دوستان حامد هاکان ضمن تأیید خبر درگذشت حامد هاکان اعلام کرد که این اتفاق ۱۲ مهر رخ داده است.

مرحوم حامد ذاکری با آثار شخصی و همکاری با خوانندگانی نظیر محسن چاوشی و فرزاد فرزین و محسن یگانه به شهرت رسید اما در ادامه نتوانست فعالیت‌های خود را به شکل رسمی دنبال کند. او در مهرماه سال ۹۳ موفق به اخذ مجوزهای لازم شد و قرار بود اولین آلبوم مجاز حامد هاکان از سوی شرکت «صوت آوای هنر» به بازار عرضه شود که این اتفاق رخ نداد.

*فرامرز شکرخواه – نوازنده تار و سه تار خراسانی (سه شنبه ۲۵ مهر)

فرامرز شکرخواه سازنده و نوازنده تار و سه تار کشورمان پس از یک دوره بیماری عصر روز سه‌شنبه ۲۵ مهر ۹۶ در سن ۵۶ سالگی در مشهد درگذشت.

زنده یاد شکر خواه ردیف نوازی را طی سال‌های ١٣۶۶ تا ١٣٧٠ نزد شاپور هدایتی مدرس موسیقی فرا گرفت. شکرخواه کمانچه نوازی نوازی را نیز نزد استاد علی اکبر شکارچی آموخت. شکرخواه که کلکسیونی از سازهای تاریخی را هم در اختیار داشت از دهه ۶٠ با دریافت مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ساخت ساز نیز پرداخت. او از همان دهه به آموزش موسیقی رو آورد و تاکنون شاگردان فراوانی تربیت کرده است.

فرامرز شکرخواه در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود، تمایلی به اجراهای گروهی نداشت، او فقط چند باری به نغع بیماران مبتلا به سرطان و همچنین به نفع زلزله زدگان دوئت‌هایی را اجرا کرد.

*محمد حسن رادمان – نوازنده و معلم ویولن (پنجشنبه ۲۷ مهر)

محمدحسن رادمان، نوازنده و معلم پیشکسوت ویولن و رهبر ارکستر پنجشنبه ۲۷ مهر دارفانی را وداع گفت.

مرحوم رادمان در سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد و از هنرستان موسیقی این هنر را دنبال کرد. در آنجا ضمن آشنایی با تئوری موسیقی، ردیف موسیقی ایران را نزد احمد فروتن آموخت و ردیف‌های ابوالحسن صبا را نزد محمود ذوالفنون فراگرفت. این هنرمند به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و به تدریس آواز های دسته‌جمعی و سپس به نوازندگی در ارکستر های وزارت فرهنگ و هنر مشغول شد. وی همچنین در هنرستان موسیقی تبریز نیز تدریس کرد.

این هنرمند در طول فعالیت های هنری‌اش ضمن تدوین مقالات و جزوه‌های آموزشی ده‌ها تقدیرنامه از موسسات عالی و دانشگاهی دریافت کرد. همچنین ارکستر مایستر، ارکستر حسین دهلوی و رهبر ارکستر فرهنگسرای ملل بود.

*استاد ابراهیم حدیدی – نوازنده موسیقی نواحی استان سیستان و بلوچستان (پنجشنبه ۴ آبان)

ابراهیم حدیدی از هنرمندان برجسته موسیقی استان و سرنا نواز و سازنده ساز سیستانی معروف به «گل آقا» پس از ۱۵ روز کما در بیمارستان زابل درگذشت.

زنده یاد حدیدی متولد ۱۳۳۶ در روستای دهنوی از توابع شهرستان زهک بود و چندین نسل از خاندانش سردمداران موسیقی منطقه سیستان بوده‌اند. این هنرمند برجسته علاوه بر مهارت بسیار بالا در نواختن گوشه‌ها و ملودی‌های اصیل سیستانی با ساز سرنا در ساخت انواع سازهای محلی چون دهل، رباب، قیچک و سرنا مهارت داشت. او آخرین فرزند خانواده بود که بعد از فوت ۱۰ برادرش برای پدر و مادر آنقدر عزیز شد که پدر او را «گل آقا» نامید و تاکنون هم به این نام شهرت داشت. آخرین نسل این هنرمند بنام، نوه‌اش «یاسین حدیدی»است که با سن ۱۲ سال با مهارت تمام ساز رباب را می‌نوازد.

گل آقا می‌گفت «حیف است که خانواده و فرزندان من به جز موسیقی به کار دیگری بپردازند و من تمام تلاشم را می‌کنم تا تمام اعضای خانواده‌ام هنرمند موسیقی شوند.»

آخرین اثر این هنرمند آلبوم موسیقی به نام «سرچک» است که به همت انجمن موسیقی استان تولید شد. در این اثر ملودی‌های یک مراسم عروسی از ابتدا تا آخرین مرحله آن مراسم ضبط شده که اثری کاملاً پژوهشی در حوزه موسیقی سیستان به شمار می‌رود.

این نوازنده پیشکسوت سرنا در منطقه بلوچستان، سال گذشته در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پیگیری های خود برای دریافت مستمری و حقوق ماهانه از بی توجهی مدیران فرهنگی گلایه کرده بود.

*درویش مصطفی جاویدان – خواننده و نوازنده موسیقی نواحی (دوشنبه ۲۲ آبان)

درویش مصطفی جاویدان از خوانندگان قدیمی موسیقی ایران در سن ۷۱ سالگی دارفانی را وداع گفت.

نام اصلی درویش مصطفی جاویدان سیدمصطفی موسوی است که در هفت آبان ۱۳۲۵ در کرمانشاه و در خانوادهای مذهبی متولد شده است. گفته می‌شود در سال ۱۳۴۷ زمانی که او در سن ۲۲ سالگی قرار داشت و علاقه مند به ادامه تحصیل بود بنا بر توصیه دوستان پدرش به نام مستعار و غیرحقیقی در دانشگاه تهران ثبت‌نام کرد که از گزند ساواک در امان بماند چراکه از نظر شکل و شباهت ظاهری شباهت بسیار نزدیکی به شهید نواب صفوی داشت و این مطلب را سازمان امنیت که به ساواک معروف بود، می‌دانست. گویا او به کمک دکتری جراح که محرم و از دوستان نزدیک پدرش بود تغییر چهره و روش مبارزاتی داد.

درویش مصطفی جاویدان به علت حضور ذهن و قابلیت‌های هنری در زمینه‌هایی چون مجسمه‌سازی، خط و نقاشی، شعر و نویسندگی، تئاتر و موسیقی همیشه در اعیاد ملی و مذهبی و جشن تحصیلی آخر سال شرکت می‌کرد. او به نوازندگی بسیار علاقه مند بود. از این هنرمند آلبوم‌هایی چون «رسول مهربانی»، «هو یا علی مدد»، «مرد غریب»، «پرنده اسیر»، «چینی بند زن»، «صنما»، «نمکی»، «نغمه‌های آسمانی»، «اسم‌ا عظم»، «بابا کوهی»، «تک ترانه‌ها» و «شاد و خندان» به جای مانده است.

*غلام محمد احسانی- هنرمند پیشکسوت موسیقی نواحی تربت جام (دوشنبه ۶ آذر)

استاد غلام‌محمد احسانی از هنرمندان پیشکسوت تربت‌جام بعد از تحمل بیماری روز دوشنبه ۶ آذر در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد درگذشت.

زنده یاد احسانی که در سن ۶۳ سالگی دارفانی را وداع گفت طی دوران فعالیتی خود در حوزه موسیقی با بسیاری از هنرمندان مطرح موسیقی نواحی به ویژه در منطقه تربت جام همکاری تنگاتنگی داشته است.

این هنرمند در همایش خنیاگران جام که در شهریور ماه سال جاری برگزار شد جزو ۱۸ استادی بودند که از وی تقدیر شد و همچنین یکی از استادانی بود که در آن همایش اجرا داشت.

مراسم تشییع پیکر مرحوم غلام‌محمد احسانی سه شنبه هفتم آذر ماه در تربت جام برگزار شد. او در قطعه هنرمندان بهشت نبی در کنار استاد پورعطایی پیشکسوت و هنرمند بنام تربت جام آرام گرفت.

*خالو قنبر هرمزی – نوازنده و خواننده پیشکسوت موسیقی نواحی جنوب (سه شنبه ۱۴ آذر)

خالو محمد قنبر هرمزی هنرمند پیشکسوت موسیقی بومی هرمز که روز ۱۳ آذر ماه هنگام اجرای کنسرت نمایش گروه «لیوا» در تئاتر باران دچار سکته قلبی شده بود، در بیمارستان فیروزگر تهران دار فانی را وداع گفت.

خالو محمد قنبر هرمزی ۸۸ ساله از اعضای اصلی و تاثیرگذار گروه «لیوا» از هرمز پس از اینکه در حین اجرا در تئاتر باران از هوش رفت به وسیله اورژانس به بیمارستان فیروزگر تهران منتقل و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شده بود.

گروه «لیوا» هرمز متشکل از پیشکسوتان موسیقی هرمز و از قدیمی‌ترین گروه‌های هرمزگان است که تاکنون در فستیوال‌های مختلف حضور داشته و به معرفی آیین‌های موسیقی هرمزگان پرداخته‌اند.

*ناهید دایی جواد – هنرمند پیشکسوت موسیقی اصیل ایرانی (یکشنبه ۱۹ آذر)

ناهید دایی جواد، هنرمند موسیقی سنتی ایران در ۷۵ سالگی درگذشت.

ناهید دایی جواد در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۲۱ در شهر اصفهان به دنیا آمد. او در استخدام آموزش و پروش بود و در آموزشگاه‌های موسیقی به تدریس می‌پرداخت. دایی جواد در سال ۱۳۸۱ سه کنسرت در تهران و در تالارهای وحدت، اندیشه و فرهنگ با مشارکت کیان علی‌نژاد اجرا کرد و پس از آن به همراه «گروه ایراندخت» تور کنسرتی را در شرق ایالات متحده داشت.

*احمد اقوام شکوهی – قدیمی ترین نقاره زن حرم رضوی (چهارشنبه ۲۲ آذر)

‌استاد احمد اقوام شکوهی قدیمی‌ترین نقاره‌زن بارگاه قدس امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) چهارشنبه ۲۲ آذر ماه درگذشت.

این خادم بارگاه ملائک و پاسبان قدس رضوی از سال ۱۳۲۴ در بارگاه منور رضوی نقاره‌زنی را شروع کرد و حدود ۷۲ سال این وظیفه را برعهده داشت. مشهدی‌ها حاج احمد اقوام‌شکوهی‌ را به عنوان نقاره‌زن پیر امام مهربانی‌ها می‌شناسند. این هنرمند از جوانی هر روزش را با بالارفتن ۱۰۴ پله از مناره های حرم رضوی آغاز می کرد.

پیکرزنده یاد شکوهی پنجشنبه ۲۳ آذرماه از محل حسینیه پیروان نبوی واقع در خیابان نواب صفوی مشهد مقدس تا حرم مطهر رضوی تشییع شد.

*عبدالکریم مهر افشان – نوازنده و آهنگساز با سابقه موسیقی ایرانی (دوشنبه ۷ اسفند)

عبدالکریم مهرافشان از آهنگسازان پیشکسوت موسیقی ایرانی که سابقه همکاری با بسیاری از بزرگان موسیقی را داشت بعد از مدت ها مبارزه با بیماری دار فانی را وداع گفت.

در بیوگرافی که از زبان مرحوم مهرافشان منتشر شده، آمده است: «من در سن بیست و پنج سالگی به پیشنهاد استاد مشیر همایون شهردار، رسماً در رادیو ایران استخدام شدم و در ارکستر شماره ۲ و ارکستر ویژه که توسط مشیر همایون تأسیس شده بود، نوازنده ویولن شدم.

در سن سی سالگی (۱۳۳۷ خورشیدی) استاد حسین دهلوی من را به وزارت فرهنگ و هنر وقت منتقل کرد و در ارکستر صبا نوازنده ویولن شدم. این ارکستر بزرگ به رهبری استاد ابوالحسن صبا تشکیل شده بود و بعد از فوت ایشان، استاد دهلوی رهبری آن را به عهده گرفت و ارکستر را اداره کرد. در این زمان یک ویولنیست ایتالیایی به‌نام لوئیچی پازاناری در استخدام دولت ایران بود. نام برده ویولن اول ارکستر سمفونیک تهران بود (مایستر) و ضمناً در کلاس ‌های روزانه و شبانه هنرستان عالی موسیقی تدریس می کرد. من از این فرصت استفاده کردم و ضمن کار فشرده روزانه‌ام در کلاس شبانه ایشان نام ‌نویسی کردم و مدت ۲ سال نوازندگی صحیح ویولن و اتودها و بعضی از کنسرتوها را آموختم. در تاریخ بیست و هفتم آذرماه سال ۱۳۴۲ طبق ابلاغ رسمی وزارت فرهنگ و هنر، به سمت آهنگساز و سرپرست یکی از ارکسترهای موسیقی ملی این وزارتخانه منصوب گردیدم و در مدت همکاری خودم با این اداره، بیش یکصد و چهل آهنگ ساختم که در حدود چهل عدد آن‌ها ضبط شده که در آرشیو وزارتخانه موجود است و به عقیده خودم بهترین آنها برای آواز و ارکستر عبارتند از «ایوان مداین» با شعری از خاقانی، «سروچمان» با شعر حافظ، «شعله‌ های عشق» با شعر ابراهیم صفایی، «زلف بر باده مده» با شعر حافظ، «واله و شیدا» با شعر مولوی و برای ارکستر «امید» در دستگاه چهارگاه و «مژده» در دستگاه ماهور.»

*میرزا طاهر بقال – نوازنده و خواننده پیشکسوت موسیقی دزفول (اوایل اسفند ماه)

حاج میرزا طاهر بقال از خوانندگان و نی‌نوازان پیشکسوت دزفول، در سن ۸۶ سالگی به دلیل بیماری کلیوی دار فانی را وداع گفت.

میزا طاهر بقال از جمله هنرمندانی بود که در حوزه نی نوازی مهارت خاصی داشت. او جزو آخرین کسانی محسوب می‌شد که به موسیقی ادواری آشنایی داشت. مرحوم طاهر بقال موسیقی مذهبی منطقه را نیز به خوبی می‌شناخت و در شبیه‌خوانی بسیار استاد بود و موسیقی‌های آوازی منطقه را که مربوط به دزفول و شوشتر بود، می‌دانست و اجرا می‌کرد و حتی تفاوت‌های لحنی آنها را نیز به درستی می‌شناخت.

حاج میزا طاهر بقال پیشکسوت موسیقی مقامی دزفول بود و احاطه کاملی به مقام‌ها و آوازهای محلی منطقه دزفول داشت. در زمینه موسیقی تعزیه اطلاعات خوبی داشت و با افرادی چون عبدالرزاق حزین نیز حشر و نشر داشته است.

منبع: خبرگزاری مهر

اعتراض خانواده همایون خرم به استفاده و اجرای بی اجازه از آثار استاد فقید

اعتراض خانواده همایون خرم به استفاده و اجرای بی اجازه از آثار استاد فقید

اعتراض خانواده همایون خرم به استفاده و اجرای بی اجازه از آثار استاد فقید:

رضا خرم: بعد از این تاریخ بطور جدی و قانونی و بدون تعارف با سارقین هنری که به هر شکلی از آثار استاد سوء استفاده می‌نمایند شدیدا برخورد خواهد شد

همایون خرم
همایون خرم

خانواده زنده‌یاد همایون خرم با انتشار متنی، ضمن گلایه از سرقت‌های عرصه موسیقی، از این حرکت «غیرقانونی و غیراخلاقی» انتقاد کردند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، رضا خرم (فرزند زنده‌یاد همایون خرم، آهنگساز برجسته موسیقی ایرانی و خالق «تو ای پری کجایی») متنی را در اختیار ایلنا قرار داده که طی آن، او و خانواده‌اش به روند سرقت‌های آثار پدرش توسط برخی از اهالی موسیقی اعتراض کرده‌اند..

در این متن آمده است:

«به نام خدای زیبایی‌ها

بسیار متاسفم که سرانجام ناچار به نگارش سطوری گشتم که توضیح واضحات و بدیهیات و اصول و حقوق اولیه انسانی است. ناراحتم که می‌خواهم بنویسم عزیزان ” لطفا سرقت نکنید ” و بیش از آن متاسفم که مخاطب بنده عده قلیلی از اهالی هنر موسیقی می‌باشند. بی‌اخلاقی در هنر!!!!!! مصداق کامل ” نقض غرض “.

دوستان عزیز هر اثر موسیقی سازنده و صاحب دارد، مولفی دارد که حقوق ناشی از آن متوجه ایشان و یا وارثانش هست. اگر این موسیقی آمیخته با کلام باشد دو نفر صاحب این اثر مشترک هستند، آهنگساز و ترانه سرا.

متاسفانه اخیرا به کرات دیده شده که آثار پدر اینجانب ” همایون خرم ” بدون اطلاع و اجازه توسط بانوان و آقایان بازخوانی گشته. در بسیاری موارد اجراها بسیار ضعیف، تنظیم‌ها نامناسب، ارکستراسیون نامطلوب، ایجاد تغییرات در اصل آهنگ به طرز ناشیانه، حذف و یا کوتاه کردن مقدمه و جواب‌های ارکستر، اعمال سلیقه‌های شخصی و غیره می‌باشد.

توجه گردد که اولا کلیه حقوق این آثار از نظر موسیقی و آهنگ متعلق به خانواده ما می‌باشد. ثانیا بنده امانتدار و مسئول و وکیل برخی از ترانه سرایان و یا وارثان ایشان هستم و ثالثا اجازه اجرای برخی از این آثار بطور قانونی و از راه درست به برخی هنرمندان فهیم و با اخلاق صادر گشته که اجرای غیرقانونی و غیراخلاقی این آثار باعث متضرر شدن این عزیزان درستکار می‌گردد.

بنابراین بعد از این تاریخ بطور جدی و قانونی و بدون تعارف با سارقین هنری که به هر شکلی اعم از فضای مجازی، اجرای کنسرت، انتشار لوح فشرده صوتی یا تصویری، نت نویسی در قالب کتاب و غیره از این آثار سوء استفاده می‌نمایند شدیدا برخورد خواهد شد.

آثاری هم که تا کنون و بدون مجوز انتشار یافته می‌بایست پیش از اقدام بنده مراجعه کنند.

در پایان مجددا از اعماق وجود اظهار تاسف می‌کنم که ناچار به انتشار این متن شدم.

یازدهم اسفند ماه ۱۳۹۶

رضا خرم به نمایندگی از خانواده استاد همایون خرم»

منبع: خبرگزاری ایلنا

برگزاری کارگاه‌های آموزشی توسط موسیقیدانان بزرگ

برگزاری کارگاه‌های آموزشی توسط موسیقیدانان بزرگ

برگزاری کارگاه‌های آموزشی توسط موسیقیدانان بزرگ

کارگاه‌های آموزشی موسیقی
اردوان کامکار، حمید متبسم و محمد سعید شریفیان در کنار هنرمندان خارجی کارگاه‌های آموزشی برگزار می‌کنند
همزمان با آغاز سی و سومین جشنواره موسیقی فجر، بخش «پژوهش» این رویداد در موسسه فرهنگی اکو برگزار خواهد شد. این دوره از برنامه‌ها با دو کارگاه آموزشی و چهار سخنرانی در قالب محورهای تخصصی و با رویکرد بین المللی برگزار می‌شود.
کارگاه‌های آموزشی موسیقی
پژوهشگرانی از کشورهای آلمان، اتریش، لهستان و ایران بر اساس جدول بخش پژوهشی در روزهای تعیین شده به بررسی دیدگاه‌ها و نظریات مختلف درباره موضوع اختصاصی خود می‌پردازند؛‌ پنج‌شنبه – 21 دی‌ماه- ساختار و چشم‌انداز موسیقی جز با حضور «میشاییل کار» از کشور اتریش برگزار می‌شود. جمعه -22 دی‌ماه- مبحث رقابت‌های رسمی در موسیقی موجودیت، کارکردها، فرصت‌ها و خطرات توسط «کلوس تویس» از کشور آلمان و در بخش دوم زیبایی‌شناسی موسیقی کلاسیک و مقایسه‌ی آن با روند موسیقی ایران با حضور دکتر «محمد سعید شریفیان» انجام می‌شود. همچنین پنج‌شنبه – 28 دی‌ماه-، «اردوان کامکار» کارگاه سنتورنوازی معاصررا با محور پاسچر اجرا می‌کند. در آخرین روز از بخش پژوهشی نیز «حمید متبسم» کارگاه آموزشی پردازش گوش، حس شنوایی و سونوریته را اجرا می‌کند. تعاریف و ساختمان موسیقی الکترو آکوستیک و تاریخچه‌ی آن در ایران نیز توسط «آیدین صمیمی مفخم» و «مارتینا کاسکا»‌ از کشور لهستان انجام می‌شود.
در این دوره «کارگاه‌های آموزشی موسیقی
بیپ تونز سرویس دانلود قانونی موسیقی» حامی مالی بخش پژوهش خواهد بود. حضور در تمامی برنامه‌های پژوهشی رایگان خواهد بود و برای تمام شرکت‌کنندگان کارت ورود صادر می‌‌شود. زمان ثبت نام از صبح چهارشنبه 13 دی‌ماه تا 18 دی‌ماه خواهد بود و به شرکت‌کنندگان در این بخش گواهی‌نامه معتبر داده خواهد شد.

علاقه‌مندان حوزه پژوهش برای کسب اطلاعات بیشتر با مراجعه به سایت جشنواره به آدرس www.fajrmusicfestival.com/research و تکمیل کردن فرم شرکت در این بخش و ارسال عکس پرسنلی می‌توانند مراحل ثبت نام خود را کامل کنند.

بخش پژوهش سی و سومین جشنواره موسیقی فجر به دبیری «امیر عباس ستایشگر» در چهار روز و با حضور هفت سخنران در موسسه فرهنگی اکو از ۲۰ تا ۳۰ دی ماه برگزار خواهد شد.


منبع:سایت موسیقی ما